"گر ایرانزمین بختیاری نداشت / گمانم که از بخت یاری نداشت"
وگر مردمانش شناسند خویش / خدایا! چنین روزگاری نداشت!
اگر هفت و چارش شود یازده / به فردا جز امیدواری نداشت
وگر قوم لر را کند همرهی / به ایران کسی بیقراری نداشت
درست است که میهن پر از قوم هاست! / که بی آن همه خود قراری نداشت!
وگر لر نمی داشت ایرانزمین/ گمانم که از بخت یاری نداشت
علی مردان خان در برابر جوخه اعدام
دریغ آن سوار و جوانی او به رزم اندران کامرانی او
به خاک و به خون اندر افکند زار جدا گشته زودست و برگشته کار
درسپيده دم يكي از روزهاي اسفند 1313 حياط زندان قصر فضاي غم انگيزي بخود گرفته بود.در وسط سنگ فرش حياط چوبه داري ديده مي شد.كه در فاصله معيني تعدادي نظامي مسلح در حاليكه تفنگهاي خود را...
ادامه مطلب...
تش گرهدن : tash-gerehden - آتش گرفتن – کنایه از عصبانی شدن
تش گرهده : tash-gerehde - آتش گرفته – سوخته – گاهی درمقام تحسین ونفرین هم بکار برند
تشمال : toshmal - نوازندگان محلی (میشیکال)- این واژه را هم به صورت (توشمال) هم می نویسند
تش ناهادن : tash-nahden - آتش زدن- افروختن آتش – ستم کردن
تش نفت کردن : tash-e-naft-kereden - با نفت آتش روشن کردن- کنایه ازنفاق افکندن- عصبانی شدن
تش نم برووّ : tash-nam-borov - (آتش نم بران) رعدوبرقی که همراه با قطع باران باشد
تشنه یی : teshneyi - تشنگی (تشنی )
تشنی درد : teshni-dard - گلودرد
تشنیک : teshnik - گلودرد وسردردی که باعث اختلال در گردش خون شده وبامالش رگهای گردن وآزاد کردن آنها درمان میشود
تشنی کردن : teshni-karden - احساس خفگی کردن براثر خوردن غذایی یا تشنگی یا براثر ناراحتی وغصه
تش واکردن : tash-wa-karden - روشن کردن آتش – کنایه از نفاق انداختن – ستم روا داشتن
تش وترد کردن : tash –o-terd-karden - برافروختن آتش – کباب کردن – کنایه ازتحریک کردن – عصبانی شدن – آتش به جان انداختن
تشی : tashi - آتشی – کنایه از عصبانی کردن
تشی وابیدن : tashi-wabidan - آتش گرفتن – کنایه از عصبانی شدنادامه مطلب...



